محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

149

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

به فعل حرارت غريزى در وى ، چه اكثر سموم از آن قبيل‌اند كه تا در بدن از حرارت غريزى گرم نشود تأثير نمىكند ، پس مراد از عدم تغيير آن باشد كه صورت طبيعى در وى متغيّر نمىشود ليكن بعض سموم از آن جمله‌اند كه بدون تسخن عمل مىكند به مجرد ورود در بدن ، بلكه به مجرد بوى چون بلابل و بعضى به مجرد رؤيت چنانچه در باب بعض حيات محكى است . فائده [ در بيان پيدايى اصلاح از سم و سبب آن ] اگر گويند كه در حد سم افساد بدن مضبوط شده و حال آنكه در بعض جا اصلاح از آن به ظهور مىآيد چنانچه محكى است كه شخصى را افيون داده بودند عقب آن وى را مار گزيد و از هلاكت افيون فورا برهانيد . و همچنان قرشى نقل كرده كه سرسام گرم داشتم و در اين اثنا كژدم گزيد و فورا افاقت پديد آمد . و كذلك مبروص را بيش داده بودند برص زائل شده پس حدسم نقض يابد . و جوابش آن است كه افساد سم مر بدن را مشروط به شرائط است چون عدم اعتياد و عدم اصلاح و مانند آن ، پس خلو از تقدم استعمال در وجود مضادات نيز شرط باشد در افساد ، چه اگر نخستين امرى مهلك كه مضاد آن سم است ظهور يافته باشد و عقب آن اصابت سم شده مىتواند كه سم مذكور به تضاد رفع اذيت آن امر مهلك كند پس اصلاح بدن از سم بالعرض پديد آيد نه بالذات و كلام در آثار ذاتى است و سم بالذات مفسد است نه مصلح ، فتأمّل . انتباه [ در بيان چگونگى تاثيرات ماكوله و مشروبه به تفصيل ] در بيان چگونگى تأثير مؤثّرات مأكوله و مشروبه به تفصيل : پوشيده نماند كه هر چه مأكول و مشروب است جسم است و هر جسم كه مركب از ماده و صورت است كيفيات در آن لازم ، زيرا كه ماده و صورت جواهراند و كيفيات اعراض و بعضى از كيفيات به صورت تعلق دارد چون حرارت نار را و بعضى به ماده تعلق دارد چون يبوست نار را و اين مقدمه در مبحث اركان مفصل گذشته . بالجمله تأثير جسم مذكور در بدن انسان يا به صورت بود يا به ماده يا به كيفيت يا بهر سه يعنى صورت و ماده و كيفيت . و قرشى در شرح نوشته كه حق نزد من آن است كه فعل ادويه على الاطلاق به صورت نوعيه است مگر آنكه هر چه فعل او به مجرد صورت است آن را فاعل به جمله جوهر مىگويند و هرچه فعل وى به واسطهء كيفيت است آن را فاعل به كيفيت نامند و ممنوع نيست كه فاعل به صورت فاعل به كيفيت هم باشد ليكن فعل وى غير فعل آن است لا محاله چنانچه سقمونيا اسهال مىكند به صورت و تسخين مىنمايد به كيفيت حاره . اما فعل به ماده مخصوص به غذا است غذاى مطلق بود يا غذاى دوائى و امثلهء هر واحد بيايد . [ تعريف غذا و دوا و امثله آن ] بدان كه اگر تأثير از كيفيت فقط است دواى مطلق گويند و نظير وى زنجبيل و مانند آن است و اگر از مادهء فقط است غذاى مطلق خوانند و مثال وى لحم است و گندم و مانند اين و اگر از صورت نوعيه فقط است ذو الخاصية نامند و وى دو گونه است : يكى آن كه موافق مزاج انسانى و معاون حيات بود پس اگر آن چيز مفرد است فادزهر گويند و نظير وى حجر التيس است و مانند آن و اگر آن چيز مركب است ترياق خوانند و مثال وى ترياق كبير است و مانند آن . دوم آن كه مضاد مزاج بود و مفسد بدن و آن را سم مطلق نامند و مثال وى اقسام سموم است . [ در بيان چگونگى تاثير سم در بدن ] و بايد دانست كه تأثير سموم در بدن به احداث سميّت كه ثمره‌اش قتل و هلاكت است به مجرد خاصيت نوعيه است قطع نظر از كيفيت با آن كه هيچ سم خالى از كيفيت نيست ، زيرا كه وى جسم است و جسم را كيفيات لازم كما مر . و دليل